تبليغاتX
دفتر چه ممنوع

 

شاید اصلا درست نباشد که یک نفر روزی حرفی بزند که نتواند آن را ثابت کند و یا بلوفی که داستانش بشود حکایت عروس تعریفی  و یا برای بالا رفتن مسیری هیچ کس را نبیند و تمام روندگان آن مسیر را نفی کند و تخریب و سرکوب که چه ؟ که آن ها بد بودند و من خوبم .

 

البته اکثر کاندیداهای ریاست جمهوری نهم در تبلیغات انتخاباتی خود بیشترین فحاشی سیاسی را به دولت قبلی کردند . از جمله آقای لاریجانی. اما ایشان بعد از شکست در انتخابات ، هنگام انتخاب شدن به دبیری شورای عالی امنیت ملی هم از خراب کردن دولت قبلی و البته تیم قبلی مذاکره کننده ی هسته ای دریغ نکرد که  شد حکایت مروارید غلتان و آب نبات.  یا به تعبیر رییس جمهور طلا و گردو .

 

 آقای لاریجانی بعد از یکی دو سال تجربه اندوختن در زمینه سیاست خارجی و دیدن و درک کردن واقعیات دستگاه دیپلماسی از نزدیک به یک واقع بینی مفرط و درایتی خاص رسید که عرصه ی بین المللی عرصه ای نیست که بشود با آن شوخی کرد و یا با ناهماهنگی ها و عدم ثبات روابط در داخل طرف  مذاکره را بازی داد و جهان را علیه خود بسیج کرد .

 

هر چه بود لاریجانی بیش از یک دهه در مهمترین نهاد های حکومتی ریاست کرده بود و نمی توانست مرئوس کسی باشد که کمتر از خودش سابقه ی مدیریتی داشت .  که شاید یکی از مهم ترین دلایل این استعفا این بود که صلاح کار را مرئوس بهتر از رییس خود می دانست. به خاطر همین بود که  قبل از این که اتفاقی برای این پرونده بیفتد پای خود را از آن دستگاه بیرون کشید. در حالی که همسفر دولت مهرورزی و عدالت محوری شده بود ،  مرد سفر این دولت اما نبود. شاید آن قدر عرصه بر او تنگ شده بود که دیگر توان ادامه ی راه را نداشت.

 

البته با کمی توجه و دقت در کاسته شدن اخبار مربوط به او در پرونده ی هسته ای در این اواخر ، به حضور کمرنگ او در این جریان می شد پی برد. این حضور کمرنگ ( بخوانید ناهماهنگی روش و اهداف بین رییس و مرئوس ) آن قدر بود که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در هیچ کدام از مراسم های باشکوه و مجللی که برای حضور پوتین در ایران برپا کرده بودند حاضر نشد .

 

به هر حال این که از این پس چه کسی جای دکتر لاریجانی بشود دبیر عالی ترین نهاد امنیتی کشور دیگر مهم نیست . چرا که هر که باشد با هر فکر و ایده ای باشد قطعا فردی است که همسو و همفکر و هم مسیر با رییس خود پیش می رود . یعنی همان طور که او می خواهد . شاید هم این دبیر جدید تنها نمادی از یک دبیر  باشد که ریاست را کس دیگری می کند.  

 

نمی دانم برای این جریان می شود ضرب المثل " جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است " را به کار برد یا نه ! اما استعفای بی دلیل و ناگهانی لاریجانی دارای بسی منفعت در برد سیاسی شخصیت خودش است.  بردی که شاید بعد ها به کارش آید . . . .

 

+ نوشته شده توسط مجتبی خندان در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 23:25 |

 میان روزنامه نگار هایی که منزل دکتر یزدی همه صحبت کردند فقط یک نفر از ورای جو و جمع و بحث صحبت کرد . ژیلا بنی یعقوب به دکتر یزدی گفت : نسل شما نسل صبر و استقامت بود. خیلی فرق ها هست بین ما و شما. نسل ما با یک اتفاق کوچک امیدوار می شوند و با یک اتفاق کوچک تر ناامید.  با آمدن خاتمی همه ی در ها را باز شده دید و با یک انتخابات همه در ها را بسته . . . این سردرگمی باعث می شود این نسل ضربه بخورد . . . دکتر گفت شما امید ندارید.  بارور کنید این نقضیه را در خودتان . . . بعد از او بود که مهندس توسلی به بنی یعقوب گفت. ما توی این 40 سال خیلی سختی ها کشیدیم . خیلی اذیت ها شدیم. همین طور سخنرانی هایی بود که به هم می خورد . . .  - حتی شب احیا -  روزنامه هایی بود که بسته می شد . . . .رفقایی که همه در بند می شدند  . . . شکنجه هایی که سال 67 و 69 شدیم . . . فحش هایی که توی مجلس می خوردیم . . .اما همین طور امید وار تر می شدیم . . . همین طور می نشستیم برای آینده برنامه ریزی می کردیم . . .مهندس توسلی همیشه به نسل جدید انتقاد می کنه و مخصوصا دانشجو ها . . .اما به بنی یعقوب گفت من به این وضعیت شما امیدوارم . . .چون وضعیت سواد و آموزش های شما و جوانان امروز خیلی بیشتر و بهتر از سه یا چهار دهه قبل است  . . . .   آینده ای بهتر از ما در انتظار شماست . . .

+ نوشته شده توسط مجتبی خندان در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 0:48 |