تبليغاتX
دفتر چه ممنوع

من که آن روز ها نبودم . اما بسیار شنیده ام و خوانده ام  که بعد از فتح خرمشهر تا حدود شش یا هفت ماه هیچ درگیری و جنگی بین ایران و عراق نبوده است . قبل از این چند ماه و البته بیشتر در این مدت کشور های عربی و سازمان ملل به مراتب خواستار توقف جنگ بین دو این کشور شیعه ی همسایه می شدند .

 

 گویا سعودی ها پیشنهاد پرداخت غرامت برای بازسازی خرابی های ایران را به حاکمیت وقت می دهند . صدام هم قبول می کند که جنگ خاتمه یافته است. اما چه می شود که بعد از این افتراق چند ماهه از جنگ، دوباره جنگ شروع می شود و این بار ایران حمله می کند[1] و در اولین عملیات بعد از فتح خرمشهرعملیات رمضانبد ترین شکست ها را می خورند و بیشترین غنایم را آن جا می دهند و بعد از شش سال درگیری و دوباره جنگ ، مجبور به قبول قطعنامه می شوند .

نه صدام کشته شد ، نه بغداد گرفته شد ، نه از راه کربلا به قدس رفتیم و نه آن قدر جنگیدیم تا کل فتنه ها را از عالم بزداییم. نامه ای که سال قبل هاشمی رفسنجانی از محسن رضایی منتظر کرد- ایران ماند و کلی بدهی و بسیاری خرابی های برجای مانده از هشت سال جنگ و انبوهی از مردمان بی خانمان و هزاران سرباز از این جا مانده و از آن جا رانده .

مسئولان وقت ایران به هر دلیلی که بود و گذشت نتوانستد از دشمن امتیاز بگیرند و هنگامی که همه درها به سوی ایران بسته شده بود و همه چیز بر علیه ایران بود و همه چیز خراب شده بود جام زهر نوشیده شد .    

 

 

سفر اخیر و مهم وزیر خارجه اروپا به ایران و پیشنهاد های مکرر و رنگارنگ اروپا و گروه 5 + 1  به ایران شاید حکایت همان شش ماه تعلیق جنگ باشد که در آن برهه ایران هیچ پیشنهادی را قبول نمی کرد و خودسرانه تصمیم به ادامه ی جنگ گرفت .

 این که ایران این حجم انبوهی از پیشنهاد های اغواکننده ی اروپا و بسته ها ی مشوق دار اقتصادی سیاسی غرب را پس می زند شاید نوید آن شش سال جنگ بی مورد را می دهد .

سرکشی ها و غرور بی هدف ایران بر سر مسئله انرژی هسته ای و خاصه غنی سازی اورانیوم امتیاز های بسیاری را که در این شرایط می توان از غرب برای ملت گرفت را به باد می دهد . غنی سازی اورانیومی که هنوز هیچ نیروگاهی برای استفاده از آن ها نداریم و این هزینه ی گزاف سیاسی و به خصوص اقتصادی را برای آن می دهیم !

خدا نکند که دوباره در آخرین لحظات بدون گرفتن هیچ گونه امتیازی و استفاده از هیچ مشوقی به خواسته های آنان تن دردهیم . آیا مسئولان ما مرد دقیقه نود هستند یا دقیقه نود و شش بازی را وا می دهند !؟  

[1] شاید به هیمن دلیل باشد که فضای اکثر آثار هنری در مورد جنگ خاصه سینما همیشه قبل از سوم خرداد است.

+ نوشته شده توسط مجتبی خندان در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 2:1 |
 مراسم دعای کمیل ملی مذهبی ها مراسمی است که سال هاست برپا می شود. خود من حداقل هفت یا هشت سالی است که آن را پیگیری می کنم.  این هفته هم مهندس توسلی رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران و اولین شهردار تهران بعد از انقلاب سخنران این مراسم بود. فردی که متانت و تقوی و وارستگی اش برای همه ما ثابت شده است. گزارش این مراسم را برای وبلاگ باور نوشتم .

گزارش جلسه ی یک ماه پیش که حسن یوسفی اشکوری سخنرانی خوبی داشت را من نوشتم . که روزنامه کارگزاران از روی وبلاگ باور آن را برداشت و بدون هیچ نامی از منبع آن را چاپ کرد.

 

مهندس توسلی : احمدی نژاد ناتوانی های خودش را به گردن امام زمان می اندازد.

 

چقدر خودسانسوری بده .

قسمتی که مجبور شدم سانسور کنم :

 

عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران با اشاره به دیالوگ جدیدی که دکتر سروش در بین روشنفکران و جامعه برقرار کرده است گفت:  متفکرین هم از زاویه ای دیگر و با رویکردی متفاوت به این مسئله پرداخته اند. وی با اشاره به نامه نگاری های مطرح شده بین سروش و مجتهد شبستری معتقد بود ایشان از این زاویه به قداست زدایی از دین پرداخته اند. البته توسلی در بحثی فرعی به انتقاد از ایشان پرداخت که این دیالوگ ها موجبات تضعیف دینی روشنفکران جوان را فراهم کرده است. اولویت جامعه ما طرح علنی این نوع مسائل نیست که از این زاویه نقدی تاکتیکی به این دو بزرگوار وارد است.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی خندان در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 17:12 |