تبليغاتX
دفتر چه ممنوع

 

در اين شب هاي وهم انگيز و ترس آلود

در اين عزلت سراي سختي و اندوه

همي شب هاي خوف انگيز و خشم آلود

در اين تنهايي مفرط ،

   غمآگين لحظه ي ممتد

من و ماه و ستاره يار هم باشيم

همي منقوص ماند اين گپِ ما

زير بي شك فاصله ي بسيار

گپي از ژرفناي هيچي و پوچي، عدم، هم لامكان و لا زمان

صحبت از هر لا و هر نفي اي كه خود را سخت مي دارند.

*****

ميان اين من و ماه و رفيقش

چيزي از احساس و استفهام در بند است.

مزاحم باشد آنك ابرهاي تيره و زشتي

*****

صداي دهشتِ اين گرگ و سگ هاي

به ظاهر دشمن و باطن چو هم از دور مي آيد

و جالب هست

اضافي گوي هاي يك خروس بي محل

در جنگ و پيكار زري گر گونه ي آن دو

*****

صداي ناله مي آيد

فغاني سهمگين از پشتِ تيرك هاي ابر تيره ي مغرور و هم منفور

صداي ناله مي آيد

سراسر خشم فريادي ز بند هستي موجود

صداي ناله مي آيد

يكايك منقلب بانگي ز گرداگرد ماه و ابر

صداي گريه نيز آيد

صدايي از بنِ اندوهبار زنده بودن ها و زنداني بدن ها

در تكِ اين تنگناي خستگي مبهم

صداي جنگ ماه و ابر دنيا را فرابگرفت

و ماه من - همان پيروز جاويد اهورايي- است غالب بر همه اشرار

من و ماه و ستاره سخت در حرفيم…

 

اولين نگهبانيِ دوره ي آموزشي

پاس يك محوطه گروهان

مرکز آموزشی ۰۳ عجب شیر

خرداد هشتاد و دو

+ نوشته شده توسط مجتبی خندان در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 1:52 |