تبليغاتX
دفتر چه ممنوع - سوال یا انحراف !؟

 رامین جهانبگلو

سال های هشتاد یا هشتاد ویک بود . فضای نسبتا باز سیاسی زمینه ساز برگزاری جلسه های فلسفی – روشنفکری در مراکز فرهنگی - هنری ! تهران شده بود.

یکی از افراد فعال در زمینه برگزاری این جلسات که اغلب در خانه ی هنرمندان ! برگزار می شد دکتر رامین جهانبگلو بود. وی کسی بود که فیلسوفان مطرح جهان را به ایران آورد و آن ها را از نزدیک با ایران آشنا کرد . یورگن هابرماس متفکر شهیر آلمانی و ریچارد رورتی فیلسوف برجسته ی امریکایی به اعتبار جهانبگلو به ایران آمدند و برای علاقه مندان فلسفه در ایران سخنرانی هایی ترتیب دادند . همین فعالیت های روشنگرانه ی وی بود که منجر به زندانی شدنش شد . وی چند سال بعد به اتهام کلیشه ای و مضحک ارتباط با امریکا دستگیر و روانه ی زندان شد و بعد از قریب به یک سال زندان آزاد شد .

یکی از مسائلی که منجر به متصلب شدن دید هنرمندان و روشنفکران و متفکران به جامعه می شود فضای خشک و سرد زندان است. شاید سیاست مداران چون تحمل روزهای زندان را زیاد دور از واقعیت  نمی بینند زندان رفتن تغییر چندانی در روحیات آن ها ایجاد نکند . چه بسا منجر به مستحکم تر شدن اصول اعتقادی – مبارزاتی آن ها شود .  چه این که روشنگران ایرانی – چه سیاسی و چه هنری و چه فرهنگی -  در این زمینه حامل بیشترین و بدیع ترین تجربه ها هستند. گزارشات عماد الدین باقی در کتاب تراژدی دمکراسی در ایران مستندی است از این نوع رفتار ها با روشنفکران در زندان .

در یکی از آن جلساتی که در خانه هنرمندان برگزار می شد دکتر جهانبگلو سوالی را مطرح کردند که سال هاست ذهن الکن من را به خود مشغول کرده است. البته من  صرفا گزارش سانسور شده ی آن مراسم را در روزنامه ها خواندم. اما سوال آن قدر سهل و ممتنع بود که قابلیت چاپ را پیدا کرده بود.

سوال این بود :

آیا با یک نگاه برون دینی به دین ، می توان نتیجه ای درون دینی گرفت ؟

 سوال را این طور می شود تشریح کرد که اگر یک فرد غیر دینی – فرضا یک مارکسیست -  در یک مسئله ی دینی غور کند و کمی مطالعه کند و در آن به کند و کاو بپردازد آیا همان نتیجه ای را می گیرد که یک انسان دین مدار و در عین حال متشرع می تواند از آن مسئله بگیرد ؟

 

برای مثال موضوعاتی مثل سنگسار ، ارث زنان ، اعدام نوجوانان زیر هجده سال و خیلی از عناوین دیگر مسائلی از اسلام هستند که حتی فردی مثل دکتر کدیور هم تعدادی از آن ها را در شب عاشورای سال هشتاد و شش در حسینیه ارشاد به چالش کشید و صراحتا گفت که برخی مسائل در اسلام و حتی در قرآن هست که مربوط به همان دوره ی نزول قرآن است و امروز کاربردی ندارد.

البته فراموش نکنیم که خواستگاه فکری رامین جهانبگلو اصول سکولاریسم است. آن هم نهه سکولاریسم ایرانی و نه ترکیه ای . من فکر می کنم سکولاریسم جهانبگلو خیلی نزدیک به تعاریف اروپایی سکولاریسم است که شباهت های نزدیکی با لاییسزم دارد. پس طرح چنین سوالی هم از همان آبشخور است. اما باید توجه کرد که ایشان در این مبحث صرفا به طرح سوال پرداخته است و پاسخ را به مخاطب سپرده است . کاری که در سال های اخیر دکتر محسن کدیور انجام می داد .

روشنفکر همیشه سوال می کند . با سوال های خودش جوششی را در سطح مخاطبان خودش به وجود می آورد . یعنی وظیفه ی اصلی روشنفکر بر خلاف روحانیت سنتی که صرفا به سوال ها پاسخ  می دهد ، طرح سوال است و متعاقب آن واداشتن شنونده به کند و کاو برای پیدا کردن پاسخ آن سوال ها . 

دهن الکن من پاسخی برای این سوال پیدا نکرده است. جواب های زیادی هم از برخی روشنفکران گرفته ام . اما آن ها در مواجهه با این سوال یا جهانبگلو را متهم به منحرف کردن ذهن ها کردند – که البته بیراه هم نگفتند – و یا جوابی ندادند که من قانع شوم. ببینیم چه می شود . . . .

+ نوشته شده توسط مجتبی خندان در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 16:17 |